برای کارهای آمریکا چندتا قدم بزرگ برداشتم و به نظر میرسه حسابی ترسیدم!!!!!! از حجم خیلی جدی کارها حسابی دلم آشوب شده!نگران... دوتا همکار یه عالمه بزرگترپیدا کردم(!!!!!!!!!) البته خودشون میگن فکر کن که دوتا فرشته پیدا کردیفرشته!!!!!!واقعا نمیدونم که چطور جذبشون کردم و مطمعنا خودشونم نمیدونن که چطور جذب شدننیشخند(!) توی کافی شاپ کنار دانشگاه نشستیم و گپ زدیم و قرار شد از همین امروز به عنوان یه پژوهشگر تازه کار برم توی جمعشون(البته به صورت کاملا نامحسوس).

اصلا نمیدونم چمه فقط میدونم که الان وقت ترسیدن نیست و وقت دست به کار شدنه!

اگه این همکاری پایان خوش و پرحاصلی داشته باشه دوست دارم امروز رو ثبت کنم...

"رویای من ببین که برای تو اولین گام بلندم را برداشتم"