میخوام بذارم مردم کم کم نسبت بهم احساساتشون روکمتر و کمتر کنن...(!) ساکتگمونم تو وحله ی اول یه کمی ناراحتی پیش بیاد ولی... خب قطعا همه می دونیم که زمان حلال خیلی قوی هستش...به مرورهمه چیز عادی می شه وهمه ی دلخوری ها حل می شن و تنها چیزی که باقی می مونه "نبود توقع" هست!!!!!! این "دقیقا" همون چیزیه که من بهش نیاز دارم(روش دیمنی!!!!!!!!!!)مژه

واقعا می خوام از حاشیه ها بکشم بیرون... از اینکه توی هر برخورد طبق یه سری الگوهای از پیش تعریف شده یه سری حرفا رو به زبون بیارم و مدام با ماسک بدشکل "تظاهر" همه جا بچرخم خسته شدم!

پس دارم روش کار می کنم که اینها رو کم کنم و به طرز چشمگیری هم موفق بودم...خب خیلی از مهمونی ها حذف شدن...و حتی خیلی از تعارفات بی سر و ته همیشگی هم با اعلام اینکه توی درست بکار بردن این تعارفات از خنگی ذاتی رنج می برم!!!!دروغگو کمرنگ شدن!(البته ناگفته نمونه که گفتن همین یه جمله خیلی خیلی غنیمت به حساب میومده! چون رنجش افراد به طرز چشمگیری کاهش پیدا کرده!) بالاخره من با تنهایی هام آشتی کردم و از لحظات زندگیم تو سکوت دارم لذت می برم و کماکان از کشیدن نقشه های پر رنگ واسه گام های بعدی مهاجرتم شگفت زده می شم! خدایا میخوام بدونی که چقدر دوستت دارم.بغل