به یاد مونیکا...

هیچ فکر نمیکردم که وبلاگمو به یاد مونیکا شروع کنم... من دختری که بعد از یه شکست قلنبه!!!!!! زندگی جدیدمو با یه رویای قلنبه!!!!!! شروع کردم...و مونیکا دختری که از لابه لای رویاهام قد کشید تا بهم بفهمونه غیرممکن وجود نداره! چشامو باز می کنم به روزم لبخند میزنم و به رویاهامم!

یادم میوفته که مونیکا هنوز تو ایرانه با خوشحالی میرم سراغ وبلاگش "لنگرگاه ارامش ". دختری که تموم مسیر رویاهامو طی کرده.زیرلب میگم هی رفیق خوشحالم که هستی!!!! به صفحه نگاه میکنم...آه ارومی میکشم... مونیکا رفته! به نظر می رسه عمر وبلاگش ته کشیده...! ناراحت"یه پایان تلخ بهتر از یه تلخیه بی پایانه" به همین راحتی... دوباره آه میکشم زیر لب میگم هی رفیق ممنونم که بودی!!!!گریه