به نظر میرسه شهر "رالی" دوست داشتنی کم کم داره جای "اتلانتا"ی پرزرق وبرق رو توی دلم میگیره!!!!!!!! رالی با اون همه درختای بلوط و سنجابای معروفش!!!!!!!!!!!!!وامکاناتی که گفته میشه در حد همه ی کلان شهر های امریکاست و از همه مهمتر اون 3تا دانشگاه مثلثاتی بزرگش که تو هر سایتی دارن واسه بنده ی حقیر دلبری میکنن(!) هی داره واسم چراغ سبز نشون میده!نیشخند

گرچه من بیشتر روی دانشگاه پزشکی "اموری" تمرکز دارم و اینکه میدونم اونجا آشنایی هم هست که احتمالا میتونه توی کارهای اولیه ام کمکم کنه ولی خب این روزها انگاردارم بطور کاملاجدی روی "رالی/کارولینای شمالی" هم فکر میکنم ...

از همه ی اینها بگذریم کارهای زبانم خوب پیش میره وتوی کلاسها مشکلی ندارم خداروشکر...کلاسهای دانشگاه هم از همین هفته شروع میشن... شنبه هم میرم واسه یوگا با مربی مربوطه مزاکره کنم و با نقض یه سری از قوانینش تو کلاسهاش شرکت کنمتعجب!!!!!!!( به خودم میگم هی aneآخه خداجون تا چه حدی توروسرکش آفریده دختر؟! هرجا که پا میذاری همون اول کاری میشینی قوانین رو واسه خودت گلچین میکنیچشمک!!!!)

فعلا از جناب واسطه (دوماد گرامی!) که قرار بود کارآموزی آزمایشگاه رو واسمok کنه خبری نیست ولی قطعا اون هم تو همین هفته معلموم میشه... درمورد نمرات ترم هم هنوز الاف 2 تا نمره ایم که مونده...

دلم حسابی واسه دانشگاه و بچه ها و خرزدن درسها تنگ شدهیول!!!! لب پنجره نشتم و شرجی هوا رو و با بوی دریا هورت میکشم و به آمریکا فکر میکنم...

این هم از امروز زیبای من.../لبخند