مهیار هم خلاصه یه gfواسه خودش پیدا کرده.وقتی این خبرو بهم داد از خوشحالی عین بمب ترکیدم اصلا هم مهم نبود که هزار بارتکرار کرد رابطه ی جدی ای نیست! تنها چیزی که مهمه اینه که حالیش شده رابطه ی خودمون از چه نوعیه!!!!! نه دوست پسر...نه همکلاسی غیرتی...نه احساس مسئولیت...نه دلتنگی و نه هیچ احساس مزخرف دیگه ای! مشغول تلفنفقط و فقط دو تا دوست معمولیخنثی...دیگه مجبور نیستم نگران این باشم که دچار سوتفاهم نشه ... گرچه وقتی ازش پرسیدم اسمش چیه مکثی کرد و گفت خودت!!!!!!یعنی"شقایق"...خب طبق معمول یه کمی مشکوک میزد ولی چیز خاصی نبود که نگرانش شم...

اصلا حوصله ی این دوست پسر دوست دختر بازی های بی معنی رو ندارم.اینجا توی "سرزمین قوانین احمقانه" تقریبا هیچ پسرو دختری چیزی درمورد یه رابطه ی درست عاطفی نمیدونن!!!!

اینجا دوستی یعنی شکستن حریم خصوصی...یعنی بیرون رفتن های پنهونی...یعنی بوسه های خیابونی...یعنی اگه عاشقمی عشقت رو تویه خونه خالی بهم ثابت کنتعجب!!!!! اینجا هیچ چیز سرجای خودش نیست و منم اصلا دلم نمیخواد بیشتراز این وسط این هرج ومرج گیربیوفتم! اوه

هیچ چیزی نباید رفتنم رو تهدید کنه...هیچ چیز و هیچکس.