َحالا دیگه پای ثابت اینترنت کتابخونه شدم!!!!!!لبخند

تاَبستون روال عادی خودش رو داره...چیز تازه ای از برنامه ها واسه نوشتن نیست!جز اینکه این شنبه تعطیلی رسمی داشتیم و از یوگا خبری نبودافسوس خبر بعدی هم مربوط به پسری میشه که از دانشگاه اتریش فارق التحصیل شده حالا واسه دانشگاه آمریکا اپلای کرده(با اینکه اصلا این اقا رو نمیشناسم ولی از دیروز که حرفش شد حجم زیادی از مغزم چسبیده بهشنگران!!!!!!!!!!)

فردا تولد بهترین و نزدیکترین دوستیه که از بچگی باهم بزرگ شدیم...و بهتره که بگم تنها دوستی که از زمان گذشته واسم مونده!!!!واسه امشب یه سورپرایز کوچولو براش ترتیب دادم.چشمک

من از همینجا و توی همین لحظه بهترین آرزوها رو واسش دارمقلب

"خداجونم لطفا این فرصت رو بهش بده که بتونه از دروازه ی رویاهاش عبور کنه ...به نظرم همه ی ما مستحق این فرصت ها توی زندگی مون هستیم"

(((دیانای عزیزم تولدت مبارک خیلی دوستت دارمبغل)))

(((از طرف آنه شرلی تو)))