زمانی که توی سفر مجردی کوتاهم بودم کتابی از"جوزف کمبل" توی مسیر زندگیم قرار گرفت که مثل همه ی علائم اختصاری دیگه نشونه های فوق العاده ای واسم داشت :
قدرت اسطوره
- اسوره شدن نوعی سفر است.شما باید از قلمرو ایمن مالوف و شناخته شده ی زندگی خود خارج شوید و این وظیفه را بر عهده بگیرید...در این صورت هر کجا آموخته بودیم کراهتی ببینییم خدایی خواهیم یافت و هر کجا آموخته بودیم دیگری را به قتل برسانیم خود را خواهیم کشت و هر کجا آموخته بودیم به بیرون سفر کنیم به مرکز تجربه خویش باز خواهیم گشت و هر کجا آموخته بودیم تنها باشیم با همه ی جهان خواهیم بود.
- چنانچه سعادت و رویاهای خود را دنبال کنید خود را در مسیری انداخته ایدکه همواره وجود داشته و در انتظار شما بوده است. و ان نوعی از زندگی که باید بگذرانید همانی است که میگذرانید.وقتی بتوانید این مطلب را ببینید با کسانی ملاقات خواهید کردکه در حوزه ی سعادت شما هستند و درها را به سوی شما میگشایند.ترس به خود راه ندهید در این صورت در جایی که انتظارش را ندارید درها به روی شما گشوده خواهد شد.
- کاری که ما باید انجام دهیم این است که یاد بگیریم مانند یک انسان در دوره ی تاریخی خودمان زندگی کنیم.این کار را میتوان انجام داد.با چسبیدن به آرمان های خودمان و نفی مدعاهای غیر شخصی اطرافیان بر خودمان.
- وقتی شما به سنی میرسید که همه ی خواسگاران خود را برای رسیدن به رویاهایتان یکی پس از دیگری رد میکنید در واقع از قوانین همیشگی و چیزهای آشنای اطراف خود عبور کرده ایدو دیوار بین خود و جهان ناشناخته ی پشت آن را فرو ریخته اید ...مردم شما را سرزنش میکنند چرا که اغلب میترسند از حریم حفاظت شده ی خود گامی فراتر بگذارند! همه ی قواعد دیکته شده را دور بریزید.