غروب

مدتی ست که با خورشید قرارهای عاشقانه می گذارم!!!

 روبه رویش می ایستم...حالا که میشود خیره نگاهش کرد میبینی که چقدر زیباست!

به نظر میرسد خیلی مانده تا غروب کامل! من شروع میکنم به آرزو کردن...

آرزوهای خنده دار

آرزوهای ریز!

آرزوهای در لحظه

تنها برای فردایم آرزو می کنم...

من باز هم اشتباه میکنم!!!خیلی نمانده بود ...تنها دو دقیقه طول میکشد که آخرین قسمت این دایره ی باشکوه هم محو میشود...تنها تو می مانی و یک بوم نقاشی نارنجی رو به رویت!!!!!

مدتی ست که بی هوا برسر قرارهای دودقیقه ای میروم!!!!

/ 2 نظر / 3 بازدید
علی سرای فردا

[گل]